صفحه اصلي   تماس با ما   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي

شناسایی ارزشها و اصول بنیادین نظام نوآوری صنایع فرهنگی


چکیده
در طرح پیش رو که با هدف شناسایی اصول و ارزش های حاکم بر شبکه ارتباطات میان نقش آفرینان و بازیگران نظام نوآوری صنایع فرهنگی کشور طراحی و اجرا شده است، سعی بر آن بوده که از طریق شناسایی داده های مرتبط با موضوع پژوهش و منابع داده ای مناسب جهت گردآوری داده های موردنیاز، نسبت به تهیه فهرستی از اصول و ارزش های موردنظر اقدام گردد.
در راستای پاسخ به سوال اصلی طرح، روشی کیفی ای شامل سه مرحله اصلی در نظر گرفته شد. در مرحله اول پس از شناسایی نوع داده های موردنظر، منابع داده ای مرتبط، موجود و در دسترس شناسایی شدند. منبع داده ای اول شامل فهرستی از اسناد و مستندات فرادستی ملی بود که دربرگیرنده الزاماتی از جنس اصول و ارزش های موضوع طرح پژوهش بود. منبع داده ای دیگر فهرستی از افراد خبره و مطلع نسبت به کلیات موضوع طرح پژوهش بود. در مرحله دوم داده های موردنظر با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کیفی متون اسناد فرادستی و متن پیاده سازی شده مصاحبه های به عمل آمده با افراد استخراج و مورد تحلیل قرار گرفتند. در مرحله سوم نتایج به دست آمده از مرحله دوم شامل برچسب های محتوایی، با استفاده از تکنیک Cutting and Sorting، ذیل سه دسته اصول و ارزش های برنامه ای، اصول و ارزش های ناظر بر نظام صنایع فرهنگی  و اصول و ارزش های ناظر بر اهداف و بروندادهای نظام صنایع فرهنگی، مورد بررسی قرار گرفتند. به طوری که برچسب های با بار معنایی مشابه با یکدیگر ادغام شده و موارد تکراری حذف شدند.  در وهله آخر برچسب های باقی مانده بر اساس بار معنایی در چندین سطح  دسته بندی شده و ذیل برچسب های هویتی سه گانه فوق الذکر سازماندهی شدند.

مقدمه
صنایع فرهنگی در هر کشوری با ویژگی ها و مختصات خاص بومی و اجتماعی آن، به صنایعی اطلاق می گردد که به خلق ایده، تولید و توزیع محصولات و خدماتی می پردازد که ماهیت فرهنگی داشته و مخاطب آن ها جنبه-ها و ابعاد فرهنگی فرد و جامعه است. به علاوه از آن جایی که تولید این محصولات و خدمات بر خلاقیت، مهارت، دانش و استعداد تولیدکنندگان آن ها استوار است به این صنایع، صنایع خلاق نیز اطلاق می گردد.
اطلاق لفظ صنعت به تولیدات فرهنگی از آنجایی ناشی می شود که مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها میان دست اندرکاران و نقش آفرینان این عرصه، ضمن آنکه بواسطه تولید و ارائه مجموعه ای مشخص از خدمات و محصولات در بازارهای فرهنگ نقش به سزایی در پاسخگویی به نیازهای فرهنگی افراد جامعه و تعیین فرهنگ هژمونیک یک جامعه برجای می گذارد، بلکه می تواند به صورت بالقوه از ظرفیت های بالایی به منظور به حرکت درآوردن موتور اقتصاد ملی از طریق ایجاد اشتغال و درآمدزایی و حتی گسترش دستاوردهای فرهنگی و اقتصادی به خارج از مرزهای رسمی یک کشور برخوردار باشد.
صنایع فرهنگی در هر کشوری به همان اندازه که می توانند پیش برنده و تحرک زا باشند، در صورت عدم وجود خطی مشی فرهنگی ملی و متعاقباً استراتژی و برنامه های اجرایی هدفمند در راستای راهبری نقش آفرینان و تنظیم روابطه فی مابین آنها در درون بازارهای فرهنگی و همچنین دیده بانی، پایش و ارزیابی مستمر دستاورده و پیامدهای تصمیمات فرهنگی به همان اندازه نیز می تواند بازدارنده، آسیب پذیر و مخرب باشند. 
از اینرو رصد مستمر بازار فرهنگی، تعیین قواعد بازی میان نقش آفرینان و بازیگران سطوح مختلف از طریق سناریوسازی های مستمر با رویکرد آینده پژوهان از الزامات و ضروریات نظام صنایع فرهنگی هر مرز و بومی به شمار می آید. در این میان دولت ها بواسطه نقشی که در اجرای مداخلات تنظیم کنندگی در بازارهای فرهنگی به عهده دارد، می تواند با در نظر گرفتن نقش، سهم و ظرفیت های  نقش آفرینان شبکه فرهنگی کشور در هر یک از بخش خصوصی و جامعه مدنی از طریق اتخاذ متناسبترین چارچوب حکمرانی در نظام صنایع فرهنگی اثرگذارترین نقش را در تنظیم روابط فی مابین بازیگران فرهنگی ایفا نمایند.

بیان مساله
ترسیم و تنظیم کیفیت و کمیت روابط فی مابین نقش آفرینان و بازیگران هر نظامی از جمله نظام صنایع فرهنگی در لایه های مختلف از بالاترین سطوح سیاستگذاری تا سطوح محیطی که طیف وسیعی از  نهادهای تولیدی و خدماتی را شامل می شود، همواره یکی از چالش برانگیزترین موضوعات موردبحث میان صاحب نظران و نظریه-پردازان حوزه های علمی و حرفه ای بوده است. به طوری که در برهه های مختلفی از زمان صاحب نظران  با رویکردهای مختلفی سعی در تبیین و توصیف ماهیت این روابط نموده اند. عده ای قائل به جدایی مقوله سیاستگذاری از اجرا شده و با رویکردی بالا به پایین مناسبات میان نقش آفرینان را تبیین کرده اند. عده ای نیز در مقابل با تاکید بر رویکردهای پایین به بالا بر شبکه ای بودن روابط میان بازیگران تاکید نموده و برای نقش آفرینان تمامی لایه ها و سطوح یک نظام حق اعمال نظر و قدرت چه در تدوین و چه در اجرای سیاست ها قائل شده اند.
از هر روی، امروزه با گذار از دیدمان های اداره امور عمومی و مدیریت نوین دولتی و قرار گرفتن در آستانه ورود به دیدمان حکمرانی در مدیریت دولتی از یک سو، و نقش و سهمی که فرهنگ و صنایع فرهنگی بواسطه جهانی شدن اقتصاد و از بین رفتن مرزهای ملی بواسطه نوآوری در تولید و توزیع محصولات و خدمات فرهنگی می-توانند در به حرکت واداشتن موتور اقتصاد کشور به دوش بکشند، لازم است تا با تعیین سهم  و نقش هر یک از سه بازیگر اصلی دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی در سطح کلان در حوزه صنایع فرهنگی، توجهی اساسی به تنظیم کیفیت و کمیت روابط میان بازیگران در سطوح مختلف نظام صنایع فرهنگی مبذول گردد.
بنابراین یکی از پیش شرط های اساسی تضمین موفقیت نظام نوآورانه صنایع فرهنگی کشور به طوری که علاوه بر بازتاباندن عناصر فرهنگ ایرانی-اسلامی بتواند با تزریق مستمر ایده های نوآورانه به درون بازار فرهنگی پاسخگوی نیاز فکری و فرهنگی افراد جامعه باشد و همچنین امکان تحقق خطی مشی های کلان ملی را در حوزه اجرا به درستی و خوبی فراهم نماید، لحاظ نمودن مجموعه ای از اصول و ارزش هایی است که بر رفتار بازیگران و نقش آفرینان اجتماعات فرهنگی در درون نظام یکپارچه صنایع فرهنگی حاکم باشد. در واقع این اصول و ارزش ها به عنوان نقطه رجوع تصمیم گیری های آتی و عامل انسجام در همه سطوح تصمیم گیری و اجرای سیاست ها، علاوه بر تنظیم روابط میان بازیگران، زمینه بروز هر گونه تعامل و برخورد سلیقه ای و خارج از ضوابط منطقی از سوی هر یک از بازیگران را از میان برداشته و می تواند زمینه مشارکت بین بخشی و جلوگیری از موازی-کاری و مداخله در امور دیگر نقش آفرینان را فراهم نماید.

اهمیت و ضرورت اجرای طرح
تدوین و نهادینه سازی مجموعه ی مشخصی از اصول و ارزش ها در دورن نظام نوآوری صنایع فرهنگی در صورتی که به درستی طراحی شوند، آنگاه هر یک از دولت، نقش آفرینان بخش خصوص و جامعه مدنی ضمن به رسمیت شناختن جایگاه خود در بازار فرهنگی در چارچوب وظایف و مسئولیت ها خود به ایفای نقش پرداخته و دولت نیز علاوه بر اعمال نقش نظارتی خود به تنظیم قواعد بازی و هدایت بازار در راستای اهداف خطی مشی-های کلان فرهنگی کشور اقدام می کند.
در واقع اصول و ارزش های برآمده از ایدئولوژی های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی هر ملت، به سان خط قرمزها و خطوط راهنمایی عمل می کنند که دامنه و گستره حرکت هر یک از بازیگران در ارتباط با نهادهای هم سطح و فرادست خود را تعیین کرده و امکان حرکت رو به جلو طبق قواعد بازی ترسیم شده توسط نهادهای خطی مشی گذار را فراهم می کند.
از دیگر فواید شناسایی و توافق بر روی مجموعه مدونی از اصول و ارزش ها، شفاف شدن مجاری همکاری، ارتباطات و پاسخگویی بین بخشی میان بازیگران دولتی، خصوصی و جامعه مدنی در هر یک از جایگاه های سیاستگذاری کلان، سیاستگذاری اجرایی، نهادهای میانجی، نهادهای آموزشی و تحقیقاتی و نهادهای تولیدی و خدماتی است. تنها در این صورت است که زمینه همکاری و اجرای موفق خطی مشی های نوآورانه فرهنگی به دور از هر گونه تضاد منافع و موضع گیری های نهادی و سازمانی فراهم می گردد. و دولت می تواند فارغ از مداخله بی جا و یک سویه در مناسبات بازار فرهنگی،و با لحاظ کردن سهم همکاری دو بازوی قدرتی بخش خصوصی و جامعه مدنی، به ایفای نقش حاکمیتی و نظارتی و تسهیل گری خود در سطح کلان بپردازد.

روش شناسی طرح
تیم اجرایی طرح در وهله اول به منظور شناسایی اصول و ارزش های نظام نوآوری صنایع فرهنگی نسبت به شفا-سازی ابعاد و گستره طرح از طریق پاسخ به پنج سوال کلیدی در قالب طرح پژوهش به قرار زیر اقدام نمود:
  • سوال اول-  طرح در پی پاسخ به چه سوالی است؟
  • سوال دوم-  داده های مرتبط با سوال اصلی پژوهش ما کدام ها هستند؟
  • سوال سوم-  چه داده هایی و از چه منابعی باید گردآوری شوند؟
  • سوال چهارم-  داده های گردآوری شده با چه روش و تکنیکی باید مورد تجزیه و تحلیل قرر گیرند؟
تیم اجرایی در پی پاسخ به سوال اصلی پژوهش مبنی بر چیستی اصول  و ارزش های حاکم بر شبکه روابط میان بازیگران و نقش آفرینان نظام نوآوری صنایع فرهنگی  مطابق مراحل زیر نسبت به تعریف و شناسایی داده های مرتبط، گردآوری و تحلیل داده ها اقدام نمود:

مرحله اول- در این مرحله، دو نوع منبع اطلاعاتی به عنوان منابع داده ای مرتبط با موضوع پژوهش جهت گردآوری داده های پژوهش شناسایی شدند. منبع اطلاعاتی اول شامل «اسناد و قوانین فرادستی ملی» بود که شرح کاملی از آن ها در پیوست شماره 1 آورده شده اند.
منبع دوم شامل «صاحب نظران و خبرگان مطلع و آشنا با مناسبات و فضای حاکم بر نظام صنایع فرهنگی کشور» بود که نام و مشخصات هر یک از آنها در جدول شماره 2 آورده شده اند.

مرحله دوم- در مرحله دوم در رابطه با هر یک از منابع اطلاعاتی شناسایی شده سعی شد تا نسبت به استخراج داده های موردنظر اقدام گردد.
به این ترتیب در خصوص منبع اطلاعاتی اول، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کیفیِ متنِ اسناد و قوانین فرادستی، نسبت به شناسایی و استخراج درونمایه هایی از جنش اصول و ارزش های ناظر بر حیطه نظام نوآوری صنایع فرهنگی اقدام گردید. برای این کار در حین مطالعه متن مربوط به هر سند/ قانون در صورت مواجهه با درونمایه هایی با بار معنایی اصولی یا ارزشیِ ناظر بر نظام صنایع فرهنگی، ضمن وارد کردن آدرس ماده/ بند قانونی، محتوای موردنظر عیناً نوشته شده و برچسب یا کد محتوایی مناسبی متناسب با بارمعنایی محتوای درج شده برای آن در نظر گرفته می شد. کد محتوایی یا مستقیماً از عین عبارت مندرج در متن سند/ قانون برگرفته شده و یا در غیر اینصورت توسط فرد تحلیل گر عنوان مناسبی برای آن اتخاذ شده است. علاوه بر برچسب محتوایی، برای هر درونمایه استخراج شده،  یک برچسب هویتی (شامل اصول و ارزش های برنامه ای، اصول و ارزش های ناظر بر نظام صنایع فرهنگی و اصول و ارزش های ناظر بر برونداد نظام صنایع فرهنگی) نیز درنظر گرفته شد.
در خصوص منبع اطلاعاتی دوم نیز پس از مصاحبه با افراد شناسایی شده، متن مربوط به هر مصاحبه به صورت جداگانه پیاده سازی شده و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کیفی کدگذاری و برچسب-زنی شدند. نتایج حاصل از تحلیل اولیه و کدگذاری درونمایه های شناسایی شده در پیوست شماره 3  آورده شده اند.

مرحله سوم- در این مرحله، پس از اتمام برچسب زنی اولیه درونمایه های شناسایی شده، با استفاده از تکنیک Cutting and Sorting نسبت به ادغام، حذف و دسته بندی برچسب های محتوایی ذیل هر دسته از برچسب های هویتی سه گانه اقدام گردید. این کار را تا جایی ادامه یافت که تمامی برچسب های محتوایی قابل ادغام با یکدیگر ادغام شده، برچسب های محتوایی تکراری حذف شده، برچسب های محتوایی مشابه در یک دسته و یا در یک سطح قرار گرفته و نهایتاً برچسب های محتوایی باقی مانده در چندین سطح و به صورت سلسله مراتبی از برچسب های محتوایی ذیل یکدیگر قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از این مرحله در بخش یافته ها آورده شده اند. 

یافته ها :
بخش اول- اصول و ارزش های برنامه ای/ مبتنی بر استراتژی
منظور از این دسته اصول و ارزش ها، اصول و ارزش هایی هستند که از جنس برنامه یا استراتژی هستند. در این قسمت نتایج مربوط به تحلیل محتوای کیفی متون موردمطالعه ذیل برچسب هویتی «اصول و ارزش های برنامه ای/ مبتنی بر استراتژی» آورده شده اند:
1.jpg
شکل 1
2-(1).jpg
شکل 2
3.jpg
شکل 3
4.jpg
شکل 4
5-(1).jpg
شکل 5
بخش دوم- اصول و ارزش های نظام نوآوری صنایع فرهنگی
منظور از این دسته اصول و ارزش ها، اصول و ارزش هایی هستند که حاکم بر روابط میان سازمان هاو نهادهای درون صنعت فرهنگی کشور است. در این قسمت نتایج مربوط به تحلیل محتوای کیفی متون موردمطالعه ذیل برچسب هویتی «اصول و ارزش های نظام نوآوری صنایع فرهنگی» آورده شده اند:
6.jpg
شکل 6
7.jpg
شکل 7
بخش سوم- اصول و ارزش های ناظر بر اهداف و بروندادهای نظام نوآوری صنایع فرهنگی
منظور از این دسته اصول و ارزش ها، اصول و ارزش هایی هستند که حاکم بر محصولات، خدمات و فضای فرهنگی جامعه است. در این قسمت نتایج مربوط به تحلیل محتوای کیفی متون موردمطالعه ذیل برچسب هویتی «اصول و ارزش های ناظر بر اهداف و بروندادهای نظام نوآوری صنایع فرهنگی» آورده شده اند:
8.jpg
شکل 8
9.jpg
شکل 9
10.jpg
شکل 10
11.jpg
شکل 11

پیوست­ها 

پیوست 1- اسناد و قوانین فرادستی ناظر بر اصول و ارزش های حاکم بر نظام فرهنگی کشور

ردیف نام سند/ قانون فرادستی
1 سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران،
2 قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،
3 سند راهبرد توسعه صنعتی کشور،
4 مصوبه نقشه مهندسی فرهنگی کشور،
5 قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (94-90)،
6 تبیین و تنظیم مبانی نظری پیشرفت و عدالت در برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران،
7 اسناد پشتیبان نقشه جامع علمی کشور: گزارش تفکر ارزشی،
8 اسناد پشتیبان نقشه جامع علمی کشور: مبانی ارزشی و بینشی علم و فناوری،
  مجموعه قوانین و مقررات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
9 آیین نامه ستاد نظارت و ارزیابی تحولات فرهنگی
10 شاخص­های فرهنگی وارزش­های اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران
11 قانون مطبوعات
12 قانون تشکیل میراث فرهنگی و گردشگری
13 قانون ساماندهی مد و لباس
14 قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات
15 اهداف و وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی
16 اساسنامه شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
17 اهداف، سیاست­ها  و ضوابط نشر کتاب
18 اصل سیاست فرهنگی کشور
19 آیین نامه شورای فرهنگ عمومی
20 آیین نامه شورای هنر
21 اساسنامه فرهنگستان هنر
22 سیاست­های مقابله با تهاجم فرهنگی
23 شاخص­های فرهنگی و تحولات فکری، بینشی و رفتاری
24 سیاست­های حمایت از اشتغال هنرمندان
25 شیوه­نامه رصد فرهنگی کشور
26 سیاست­ها و راهبردهای ارتقاء سلامت زنان
27 طرح تشکیل شورای تبلیغات شهری
28 سیاست­های اجرایی منتخبی از اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
29 آیین نامه شورای فرهنگ عمومی استان
30 توافقنامه همکاری­های وزارتین امور خارجه و فرهنگ و ارشاد اسلامی
31 تصویب­نامه شورای عالی اجرای سیاست­های کلی اصل 44 قانون اساسی موضوع سازماندهی فعالیت­های فرهنگی-تبلیغاتی برای اجرای سیاست­های کلی اصل 44
32 اساسنامه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
33  راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف
34  مصوبه منشور توسعه فرهنگ قرآنی
35  اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگي
36  آيين­نامه انتخاب خادمان نمونه فرهنگ عمومي کشور
37  آيين­نامه شوراي نظارت بر ساخت، طراحي، واردات و توزيع اسباب­بازي کودکان
38  آیین‌نامه نحوه نظارت بر علائم، نشانه‌ها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالاهای مشابه
39  آیین‌نامه هیأت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی
40   ضوابط تأسیس و نظارت بر آموزشگاه‌های آزاد هنر  
41  ضوابط نظارت بر نمایش و صدور پروانه
42  ضوابط و مقررات تأسیس مراکز، مؤسسات، کانون‌ها و انجمن‌های فرهنگی و نظارت بر فعالیت آن­ها
43 قانون اجازه تشکیل شرکت سهامی تهیه و توزیع فیلم به وزارت فرهنگ و هنر
44 قانون اخذ دو درصد از کل فروش بلیط سینماهای کشور
45 قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی
46 قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان
47 قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان
48 قانون معافیت مؤسسات انتشاراتی و کتابفروشان از پرداخت مالیات
49 قانون نحوه مجازات اشخاصی که درامور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز می‌نمایند 
50 لایحه قانونی اخذ مالیات از نوارهای ضبط صوت
51 سیر تاریخی استفاده از واژه نوآوری در کلام مقام معظم رهبری
52 متدولو‍ژي تدوين اصول ،ارزش ها و مباني حاكم بر نقشه مهندسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
53 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
54 مبانی فکری، اصول و ارزشهای اسلامی حاکم بر حوزه علم و فناوری
55 هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری
56 Tropical commitments on renewing cultural policies in the Islamic World and adapting them to international changes
57 strategy for science, technology and innovation in Islamic Countries